دوگانهانگاری، پیشفرضی غیرقابل انکار برای هوش مصنوعی قوی
⭕️دوگانهانگاری، پیشفرضی غیرقابل انکار برای هوش مصنوعی قوی
🔸جان آر. سرل در مقاله خود Minds, brains, and programs به نکتهای اشاره کرده که در میان مباحث امکانسنجی هوش مصنوعی قوی کمتر بدان توجه شده است. در میان دیدگاههای مطرح در مسئله ذهن و بدن، دوگانهانگاری هم طرفداران جدی دارد و هم مخالفین جدی. ادله هر یک در کتب فلسفه ذهن به تفصیل بیان شده است. آنچه در این یادداشت بدان پرداخته خواهد شد، نگاهی ویژه به نظریه دوگانهانگاری در بستر هوش مصنوعی قوی است.
🔹سرل معتقد است که بدون پذیرش دوگانهانگاری (البته نه به معنای دکارتیِ آن) نمیتوان به امکان هوش مصنوعی قوی باور پیدا کرد. به عبارت دیگر، بستر تحقق هوش مصنوعی قوی (با تعریفی که خود از هوش مصنوعی قوی دارد) پذیرش دوگانهانگاری است.
✔️بله، ممکن است این نظر در ظاهر متناقض و تعجبانگیز باشد که سرل بدان واقف است. آیا باورمندان به هوش مصنوعی قوی متوجه چنین مطلبی نشدهاند؟!
✔️سرل پاسخ میدهد: هنگامی که ادبیات هوش مصنوعی اساساً سراسر حمله به دوگانهانگاری باشد و در بستر فیزیکالیسم شکل گرفته باشد، بدیهی است که به این مسئله توجه نداشته باشند. سرل ادامه میدهد که غیر از اینکه نباید به دوگانهانگاری حمله شود بلکه بدون پذیرش دوگانهانگاری اعتقاد به هوش مصنوعی قوی ممکن نخواهد بود.
🔴سرل دیدگاه خود را چنین تقریر میکند:
✔️در هوش مصنوعی قوی و نیز در کارکردگرایی، آنچه اهمیت دارد برنامه است. برنامه هم مستقل از تحققشان در ماشینها است؛ در واقع، از نظر هوش مصنوعی، همان برنامه میتواند توسط یک ماشین الکترونیکی، یک جوهره ذهنی دکارتی، یا حتی یک روح جهانی هگلی تحقق یابد. آنچه اصل است و اولویت دارد، وجود برنامه است نه اینکه این برنامه روی چه چیزی اجرا میشود.
✔️این پروژه میخواهد ذهن را با طراحی برنامهها بازتولید و توضیح دهد. تنها در صورتی که ذهن نه تنها از نظر مفهومی بلکه از نظر تجربی مستقل از مغز باشد، میتوان این پروژه را پیش برد؛ زیرا برنامه کاملاً مستقل از هر نوع تحقق است. یعنی برنامهها باید جدا از مغز باشند تا پروژه معنا داشته باشد. اگر ذهن را جدا از مغز ندانیم، هوش مصنوعی قوی شکست میخورد.
✔️به عبارت دیگر، هنگامی اساساً برنامه چیزی جدا از بستر (هر چه باشد) خود است، این چیزی جز دوگانهانگاری نیست. تنها در صورتی که باور داشته باشیم ذهن هم از نظر مفهومی و هم از نظر تجربی از مغز جداست – دوگانهانگاری در شکل قوی – میتوانیم امید داشته باشیم ذهن را با نوشتن و اجرای برنامهها بازتولید کنیم، چون برنامهها باید مستقل از مغز یا هر شکل خاص دیگری از تحقق هستند.
✔️سرل همچنان دیدگاه جالب خود را با بیانی دیگر، توضیح میدهد: اگر عملیات ذهنی شامل عملیات محاسباتی روی نمادهای صوری باشد، پس نتیجه میشود که هیچ ارتباط جالبی با مغز ندارند؛ تنها ارتباط این است که مغز صرفاً یکی از بینهایت نوع ماشینهایی است که میتواند برنامه را تحقق بخشد. یعنی مغز فقط یک بستر ممکن برای اجرای برنامه است.
🟢 در انتها سرل بیان میکند که محققین هوش مصنوعی در ظاهر دوگانهانگاری را رد میکنند اما نمیدانند که خود در عمل بدان معتقد هستند.
این کشف و آشکارسازی سرل از این مسئله پرده بر میدارد که همچنان مسئله آگاهی از مشکلترین مسائل در فلسفه ذهن است که حتی برخی از طرفداران مادیت آن (به صورت کلی و با توجه به دیدگاههای مختلف) نیز در عمل به غیرمادی بودن آن و اساساً به دوگانهانگاری در مسئله ذهن و بدن قائل هستند.
📚THE BEHAVIORAL AND BRAIN SCIENCES (1980) 3,417-457. p423
✍️سیدمحمد قاضوی