بررسی رابطه علم و دین از دیدگاه نیوبرگ براساس الگوی الهیات اعصاب
«الهیات اعصاب» به عنوان یک بحث میان رشته ای و الهیاتی جدید، در صدد تلفیق پدیدارشناسی تجربه عرفانی با عصب شناسی است و می خواهد همبسته های فیزیولوژیک تجارب عرفانی را تعیین کند. پروفسور«آندرو نیوبرگ» عصب شناس و پژوهشگر معاصر، با بررسی پدیدارشناسانه میخواهد مولفه های تجربه عرفانی را مشخص کند و بعد با تصویر برداری یا اسکن مغز نشان دهد که متناظر با هر مولفه از تجربه عرفانی، چه فرایند عصب شناختی در مغز رخ میدهد. او معتقد است که فرایندهای مغزی انسان های مومن و ملحد از جهاتی خاص متفاوت است و با کمک عصب شناسی میتوان وجوه تفاوت مغز مومن و ملحد را نشان داد. او به پیروی از ایان باربور و اصول چهارگانه او در رابطه میان علم و دین، به بررسی روابط این دو پرداخته و قصد دارد با اثبات علمی تجربه های معنوی و مذهبی و خلق زمینههای مشترک برای اندیشیدن و زندگی معنوی، راه حلی جدید در قالب یک روش شناسی ارائه نماید. بر اساس مدعای نیوبرگ، الهیات اعصاب به عنوان یک ایده جدید میتواند در حل رابطه علم و دین ما را یاری کند. او نظریات گفت وگو و وحدت را نزدیکتر و همسوتر با تحقیقات الهیات اعصاب میداند. در این نوشتار به تبیین و بررسی یافتهها و نتایج این تحقیقات و میزان موفقیت وی در حل رابطه علم و دین خواهیم پرداخت. هر چند بر یافتههای وی اشکالات مبنایی وارد است و روش شناسی او به صورت کامل محقق شدنی نیست؛ اما به نظر میرسد از دل این رشته علمی بحثهای بسیار مهم و مفیدی برای هر دو گروه طرفدار علم و طرفدار دین، استخراج می شود. روش تحقیق در این نوشتار به صورت کتابخانهای است.
| پیوست | اندازه |
|---|---|
| بررسی رابطه علم و دین از دیدگاه نیوبرگ براساس الگوی الهیات اعصاب | 762.05 کیلوبایت |