رفتن به محتوای اصلی

امکان خودآگاهی هوش مصنوعی از منظر حکمت متعالیه

تاریخ انتشار:
ب

هوش مصنوعی از زمان معرفی رسمی در سال ۱۹۵۶، پیشرفت‌های چشمگیری داشته و توانسته است در حوزه‌های خاصی از توانایی‌های شناختی انسان پیشی بگیرد.  با این حال، مسئله خودآگاهی و احساسات در ماشین‌ها همچنان موضوعی بحث‌برانگیز در فلسفه و علوم شناختی است.  از یک سو، دیدگاه‌هایی وجود دارند که با استناد به پیشرفت‌های فناوری، امکان ظهور خودآگاهی در ماشین‌ها را پیش‌بینی می‌کنند. از سوی دیگر، مخالفان با تأکید بر ماهیت غیرمحاسباتی آگاهی انسان، امکان تقلید آن توسط ماشین‌ها را ناممکن میدانند. ملاصدرا، فیلسوف اسلامی، خودآگاهی را مرتبه‌ای از وجود می‌داند که در سیر تکاملی نفس از طریق حرکت جوهری تحقق می‌یابد.  این پژوهش با اتکا به چارچوب حکمت متعالیه، به بررسی این پرسش می‌پردازد که این پژوهش با اتکا به مبانی حکمت متعالیه، به بررسی امکان تحقق خودآگاهی برای هوش مصنوعی می‌پردازد و نیز امکان تعمیم مفاهیم و تعابیر فلسفیِ علم حضوری،  تکوّّن هویت وجو دیا نفسی و حرکت جوهری و در نهایت امکان شکل‌گیری خودآگاهی برای هوش مصنوعی را بررسی و تحلیل  می‌نماید.  

اهمیت موضوع خودآگاهی در هوش مصنوعی از جنبه‌های فنی، علوم شناختی و فلسفی مورد تاکید قرار می‌گیرد. چالش‌های فنی در شبیه‌سازی خودآگاهی، امکان تحقق آن، تأثیرش بر توسعه فناوری‌های آینده و نقش آن در تعامل انسان و ماشین، همگی نشان‌دهنده ضرورت بررسی این موضوع هستند.  

این پژوهش با بررسی مبانی حکمت متعالیه (مانند اصالت وجود، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول و تجرد نفس) و مقایسه آنها با ساختار و قابلیت‌های هوش مصنوعی، به این نتیجه می‌رسد که هوش مصنوعی فعلی فاقد حالات ذهنی واقعی و علم حضوری است و تنها قادر به تقلید رفتاری از انسان می‌باشد. مبانی حکمت متعالیه می‌توانند الهام‌بخش طراحی سیستم‌های هوش مصنوعی بیولوژیک شوند، اما انطباق کامل آنها با ساختار مادی -الگوریتمیک ماشین با چالش‌های جدی مواجه است.  دستیابی هوش مصنوعی به خودآگاهی، به رغم دشواری عقلی و عملی، ناممکن مطلق تلقی نمی‌شود، اما وقوع آن منوط به شرایطی فراتر از صرف توان تکنولوژیک است.

اسناد
بازگشت بالا