رفتن به محتوای اصلی

«ذهن از منظر علوم شناختی»

تاریخ انتشار:

#گزارش_نشست

🔸حجت الاسلام و المسلمین دکتر علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، در یک نشست علمی، با تبیین سه نسل اصلی علوم شناختی، روند تحول نظریه‌های ذهن را از الگوی محاسباتی تا نظریه «ذهن چهار ای (4E)» تشریح کرد و بر ضرورت گفت‌وگوی میان علوم شناختی و فلسفه اسلامی برای فهم عمیق‌تر ماهیت ذهن تأکید نمود.

🔹گزارش پیش‌نشست تخصصی همایش ملی دین و هوش مصنوعی

🔻موضوع: بررسی تحولات علوم شناختی و نسبت آن با فلسفه اسلامی «ذهن از منظر علوم شناختی»

👤 سخنران:حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا قائمی نیا 
(عضوهیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)
👤دبیر علمی جلسه: علی خلیلی طسوجی 
⏰ زمان جلسه: سه شنبه ۱۴۰۵/۴/۹ ساعت ۱۳ تا ۱۵
✍️ تدوین: علی خلیلی طسوجی

✅ آغاز نشست و تبیین محورهای بحث
نشست علمی «ذهن از منظر علوم شناختی» با ارائه دکتر قائمی‌نیا و با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه علوم شناختی، فلسفه ذهن و هوش مصنوعی برگزار شد. سخنران در ابتدای جلسه ضمن تسلیت ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا (ع) و گرامیداشت یاد شهدای اخیر به ویژه شهادت حضرت امام خامنه ای (ره)، به نقش مدیریت شناختی ایشان در عبور جامعه از بحران‌های فکری و اجتماعی اشاره کرد. سپس ساختار کلی سخنرانی را در سه محور معرفی کرد: بررسی دیدگاه اولیه علوم شناختی درباره ذهن، تبیین نظریه‌های جدید این حوزه و مقایسه‌ای اجمالی میان رویکرد علوم شناختی و فلسفه اسلامی.

♦️ذهن؛ از پردازش اطلاعات تا نظریه محاسباتی
دکتر قائمی‌نیا با اشاره به شکل‌گیری علوم شناختی در قرن بیستم، توضیح داد که نخستین تصویر ارائه‌شده از ذهن، آن را به منزله یک «پردازشگر اطلاعات» معرفی می‌کرد؛ سامانه‌ای که داده‌های دریافتی از محیط را دریافت، پردازش و به خروجی تبدیل می‌کند. وی این رویکرد را زمینه‌ساز پیدایش هوش مصنوعی دانست و تأکید کرد که علوم شناختی برخلاف معرفت‌شناسی فلسفی، به سازوکارهای ذهن و فرایندهای شناختی می‌پردازد، نه به اعتبار معرفت.

♦️نسل دوم علوم شناختی؛ الهام از شبکه‌های عصبی مغز؛
وی در ادامه به نسل دوم علوم شناختی، یعنی نظریه پیوندگرایی یا اتصال‌گرایی، پرداخت و بیان کرد که این رویکرد با الهام از ساختار شبکه‌های عصبی مغز، نحوه شکل‌گیری شناخت را بر اساس تعامل نورون‌ها تبیین می‌کند. به گفته وی، اگرچه این نظریه در فهم برخی فرایندهای ذهنی موفق بوده است، اما همچنان با چالش‌های فلسفی و معرفتی روبه‌رو است و نیازمند نقد و ارزیابی دقیق است.

♦️نسل سوم علوم شناختی و نظریه «ذهن چهار ای»؛
بخش مهمی از سخنان دکتر قائمی‌نیا به معرفی نسل سوم علوم شناختی اختصاص یافت. وی توضیح داد که در این رویکرد، ذهن صرفاً یک پردازشگر اطلاعات نیست، بلکه دارای چهار ویژگی اساسی است: بدن‌مندی (Embodied)، توسعه‌یافتگی (Extended)، جای‌گرفتگی در محیط (Embedded) و کنش‌مندی (Enactive).
به اعتقاد وی، شناخت حاصل تعامل ذهن با بدن، محیط، ابزارهای شناختی و کنش‌های انسان است و نمی‌توان ذهن را مستقل از این عوامل تحلیل کرد. وی برای تبیین این نظریه، نمونه‌هایی از نقش بدن در شکل‌گیری مفاهیم ذهنی و همچنین تأثیر ابزارهای دیجیتال در توسعه کارکردهای شناختی انسان ارائه کرد.

♦️مقایسه علوم شناختی با فلسفه اسلامی؛
سخنران در بخش پایانی ارائه خود، به مقایسه دیدگاه‌های علوم شناختی با فلسفه اسلامی پرداخت و خاطرنشان کرد که در حکمت اسلامی، ذهن و نفس عمدتاً با رویکردی هستی‌شناختی بررسی می‌شوند و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً به پردازش اطلاعات فروکاست. وی با طرح دیدگاه «تشکیکی بودن مراتب ذهن» اظهار داشت که اگرچه برخی لایه‌های پایین‌تر ذهن قابلیت مدل‌سازی در سامانه‌های هوش مصنوعی را دارند، اما مراتب عالی ادراک، علم و تجرد ذهن انسانی فراتر از توان هوش مصنوعی است.

🔹پرسش و پاسخ؛ نسبت هوش مصنوعی با خلاقیت و آگاهی؛
در بخش پایانی نشست، حاضران پرسش‌هایی درباره امکان تحقق خلاقیت و آگاهی در هوش مصنوعی، تفاوت علم و پردازش اطلاعات و جایگاه نظریه تشکیک ذهن مطرح کردند. دکتر قائمی‌نیا در پاسخ تأکید کرد که هوش مصنوعی توانایی مدل‌سازی برخی لایه‌های شناختی را دارد، اما خلاقیت، آگاهی و مراتب عالی ادراک انسانی همچنان از ویژگی‌های ممتاز ذهن انسان به شمار می‌روند و نمی‌توان آن‌ها را به‌طور کامل در سامانه‌های هوش مصنوعی بازتولید کرد.

🟡 جمع‌بندی؛
این نشست با تأکید بر ضرورت تعامل میان علوم شناختی، فلسفه اسلامی و پژوهش‌های هوش مصنوعی به پایان رسید. سخنران ابراز امیدواری کرد که گفت‌وگوی میان این حوزه‌ها بتواند به بازاندیشی در برخی مبانی نظری و گسترش پژوهش‌های میان‌رشته‌ای بینجامد. در پایان نیز از سخنران و شرکت‌کنندگان قدردانی و نحوه دریافت فایل صوتی نشست و گواهی حضور اعلام شد.

قالب
بازگشت بالا